خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اندر اشعار بنده (طنز)

    منم آن قالپاق بنزی شکسته ی کنار خیابان

    که از چرخِ عقبِ سمتِ شاگردِ پیکان جوانان افتاده ام

    مرا رهگذران نمیهلند آرام بخسبم آه ای آه من

    مرا میلگدند بس ناجوانمردانه که شاعران بگفتند

    نه صدای ضبط دیب دار پرشیا مرا خوش است

    و نه طعم بوق کش دارِ cherry آلبالویی تازه از یوان change شده

    بگذار صادقانه بگویم

    مرا حتی نایِ اتکی بس گابلین وارانه نیز

    در سیم حلقه ی دورم نیست

    که شکسته ام و خود به این امر واقفم

    آه ای خاکِ توس های دیلرو

    روی مرا بپوشانید که از sun در امان بمانم

    که چون خفتم مرا نیازی به son نیست

    اکنون که به سان این پیر گربه ام

    مرا چسب رازی به چه کار آید


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    اندر اشعار بنده (طنز)

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر